![]() |
![]() |
|
| هرکس به طریقی دل ما می شکند .... |
شبی مست رفتم اندر ويرانه ای ناگهان چشمم بيافتاد اندر خانه ای نرم نرمک پيش رفتم در کنار پنجره تا که ديدم صحنه ی ديوانه ای پيرمردی کور و فلج درگوشه ای مادری مات و پريشان همچنان پروانه ای پسرک از سوز سرما ميزند دندان به هم دختری مشغول عيش و نوش با بيگانه ای پس از ان سوگند خوردم مست نروم بر در خانه ای تا که بينم دختری عفت فروشد بهر نان خانه ای † † †سن سیز † † † |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 12:3 توسط Frend |
|
|
صفحه نخست قاصدکم آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| دوستام |
|
Gangcity Gha3dak نادیا و شایان روح باران عاشقانه ها نیوشا این تویی نه من ! |
|
RSS
|