† گناه †
چه خوبست
گناهایمان پیدا نیست
چون مجبور بودیم
هر روز خودمان را تمیز بشوییم
شاید هم زیر باران زندگی کنیم
و یا دروغهایمان
شکل مان را عوض نمی کند
چون حتی یک لحظه همدیگر را به خاطر نمی آوریم
خدای مهربان سپاس
-----------------------------------------
اي خــــــــــــــدا............ آنکه در تنهاترين تنهايي ام تنهاي تنهايم گذاشت.... در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار..........
چه جوابم بدهي ... چه جوابي ندهي چه مرا ياد کني... چه براني از خود من تو را ميخواهم چه تو باشي يانه تو مجازات مني .. به عذابي شيرين


تکيه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم ما که به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها نه برده اي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها من عاشقم همين و بس غصه نداره بي کسيم قشنکيه قسمت ماست که ما به هم نمي رسيم
برای چشمهای تو.... چقدر کوچک است واژه های من!
برای گفتن ترانه ای نمی رسد به تو شعرهای من!!! ودستهای گرم تو شد آ شیانه ی کبوتران خسته ای که هر سحر نگاه میکنند به بال های بسته ای!!!!
دستهای گرم تو بوی ستاره میدهد... درخت خشک قلب من کناره تو جوانه میدهد!!!
*************** 
بر نامت خط می کشم بر اسم تو که روزی زیبا بود!! بر نقش تار چشم های که روزی دوستش داشتم!!
تو فراموش میشوی.... ومن از امروز.. اسم کس دیگر را بر دفترم مینویسم!!!

† † † سن سیز † † †


