تبليغاتX
† † † سن سیز † † †
هرکس به طریقی دل ما می شکند ....

شاید این آخرین پست امسالم باشه اما این پست رو واسه تو نوشتم.تویی که خیلی راحت تنهام گذاشتی.تویی که وقتی میبینیم حتی تو چشام نگاه نمی کنی.شاید شرمت میشه اما تو و شرم؟ تویی که خندههای الکیت از صدتا گریه بدتره.اما اینش واسم جالبه که حتی دلیلی هم واسه کارت نداشتی میدونی چرا؟ آخه من واسه تو هیچی کم نذاشتم اما خوب دستت درست خوب پاداشم رو دادی.

آخه یکی نیست بهت بگه بجای اینکه از آه من بترسی از خدا بترس که از هرچی بگذره از دل شکسته ی یک بندش نمی گذره.آره با رفتنت اتاقم روشن نمی شه آخه هیچکس با صدای خسته ی من همدم نمیشه.

برو آرزو می کنم خوشبخت بشی اما نکنه تو سختیا داد نزنی تا من بیام.هرجا باشی دوست دارم بی ریا بی ریا! بی ریا!

فکر نکنی چون تنهام گذاشتی ناراحتم.نه ناراحتم چون میدونم که تو خوبی این منم که با بدیام فراریت دادم از خودم ناراحتم.

دیگه بر نمی گردی میدونم اما من تا اخرش منتظرت می مونم.تا آخرش

دلم واسه مهربونیات تنگ شده.خیلی.خیلی

کسی رو که بعد من میشه هم نفست توروخدا توری انتخاب کن که لیاقت گلی مثل ترو داشته باشه

گل من باغچه ی نو مبارک

† † †سن سیز † † †

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 0:46  توسط Frend | 
سلام.امروز یعنی ۱۱ آبان تولدم.نمی دونم چرا شب تولدم همیشه غم میاد سراغم.خیلی دلم گرفته فقط می خوام یه جمله بگم که تو پست های قبلیمم گفتم

خیلی سخت همه روز تولدت رو بهت تبریک بگن جز کسی که دوسش داری و منتظرشی

آخه گل من کجایی.نمی گی دلم خیلی واست تنگ میشه؟نمیدونی بی تو ما میشه من آخه من که ارزشی نداره پس بیا دوباره ما بشیم تا باز با تو ارزش بگیرم

دوست دارم

† † † سن سیز † † †

+ نوشته شده در  جمعه 11 آبان1386ساعت 0:27  توسط Frend | 
سلام باز من ناراحتم.فکر می کنم این روزا خیلی تنها شدم.خیلی.حتی یه جورایی خداهم باهام قهر شاید واسش بنده ی خوبی نبودم.اما اخه همه تنهام گذاشتن.نه بیرون میرم نه چیزی.کلی بقل بچه ها دپرست شدم.اره دپرست این یه کم بیشتر از دپرس.اخه خدا چرا همه بدبختیا میاد و منو پیدا می کنه؟ خسته شدم از زندگیه ینواخت.بیا با هم آشتی کنیم.یادته نیوشا هم باهات قهر بود آشتی کردین بیا آشتی آخه تو هم تنهام نذار.دلم میگیره ها.منتظرتم بیایی خوابم.اون بی معرفت که حتی تو خوابمم نمیاد.عجب دنیای نامردی خلق کردی.قدیمیا راست می گن دنیا خانوم.باز این خانوما یجو مردونگی دارن اما تو چی دنیا؟

† † † سن سیز † † †

+ نوشته شده در  جمعه 20 مهر1386ساعت 0:44  توسط Frend | 
سلام به همه دوستان ببخشید که اینقدر دیر اومدم.فرا رسیدن ماه مهمانی خدا رو هم تبریک میگم

مهمان خدا بودن خیلی حال میده ها من که ۱۵ روز مهمونش بودم کلی تحویل گرفت مارو با اینکه بنده ی خوبی نبودم اما دعوتم کرد ۲۱ مرداد رفتم وای شب رسیدیم مدینه رفتیم هتل زود حاضر شدیم رفتیم حرم وای چه لحظه ای بود واسه اولین بار داشتم شب مدینه رو میدیدم خیلی قشنگ بود جاتون خالی باورم نمی شد۰ بعد نماز صبح رفتیم بقیع۰ بقیع خیلی غمناک بود جایی که مظلومیت علی و امامامون حس می شه جایی که هرجا نگاه میکنی قبر ولی قبر فاطمه کو؟ سوالی که بیجواب موند واسم تو مدینه کلی خوش گذروندیم.مرقد پیامبر.مسجد پیامبر.راستی تولد امام حسین کنار خونه ی امام بودم.بعد ۷ روز باید با پیامبر وداع می کردیم و رفتیم به مسجد شجره تا محرم بشیم از اونجا رفتیم مکه وقتی اولین بار چشمم به کعبه افتادباور نکردم همش می گفتم دارم تلویزیون می بینم تا اینکه رفتم تو حیاط.وای چه عظمتی چه نیرویی باورم نمی شد تا اینکه طواف کردیم.رفتیم سعی صفا و مروه (چه صفایی کردیم تو مروه) بعدطواف نسا. شدیم حاجی ساعت ۴:۳۰ بود بعد نماز صبح اومدیم هتل کلی خوابیدم نمیدونم کی این ۷ روزم تموم شد اما ۳ بار حجرالاسود و بوسیدم.اما اخرین روز خیلی دلم گرفت چجوری با خدا ودا کنم؟ خدایا میرم اما کاری کن که همیشه اینجایی بمونم یعنی همیشه به یادش باشم.خیلی خلاصه کردم.اما کلی استفاده کردم از این موقیت

 تو پست های بعدی بیشتر میگم

† † † سن سیز † † †

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 16:27  توسط Frend | 
برگشتم اما با روی گریان با حراس قبول نشدن حجم

سلام

من دیشب ساعت ۱۰ رسیدم ایران

همتونو دعا کردم میام می نیویسم از حال و هوای اونجا !!!

† † † سن سیز † † †

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 2:39  توسط Frend | 

لبیک الهم لبیک.لبیک لا شریک لک لبیک ان الحمد و النعمت لک و الملک لا شریک لک لبیک

سلام

با تبریک عید مبعث پیامبر بر تمام مسلمانان بخصوص اهل تشیع

امیدوارم حالتون خوب باشه مخصوصا نیوشا که همیشه با نظراتش خوشالم کرد

راستی من ۲۱ مرداد میرم مکه واسه همین یه مدت نیستم

واسه همتون دعا میکنم

خوشال میشم اگه دعا هاتونو بنویسین تو نظرات

دلم تنگ می شه

† † † سن سیز † † †

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 17:4  توسط Frend | 

کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود توی بازار صداقت کمی ارزانی بود کاش اگر گاه کمی لطف به هم ميکرديم مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود ( دوستت دارم ديوووونه )

 اگه تورو خواستن اشتباهه ...

 اگه باتوبودن اشتباهه ...

 اگه عاشق توبودن اشتباهه ...

اگه واسه تومردن اشتباهه ...

پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگی من هستی

† † †سن سیز † † †

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 1:59  توسط Frend | 
فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشيده باشد پس هيچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگيست

 دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی

 دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی

 دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی

 دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی

 من عطر خوش بو ندارم در باغ رویا شب بو ندارم قایق زیاد است اما برای به تو رسیدن پارو ندارم به تو رسیدن شاید طلسمست من هم چراغ جادو ندارم

تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نيست!

محرمی چون تو هنوزم به چنين دنيا نيست!

شب که آرام تر از پلک ترا می بندم!

 با دلم طاقت  ديدار تو تا فردا نيست!

 زندگی کوچه ایست تاريک و تنگ هردم از اين کوچه عابری می گذرد..تک نشانی که ز عابر می ماند ياد اوست و صدای اوست و...  رد پای اوست

† † † سن سیز † † †

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 تیر1386ساعت 16:20  توسط Frend | 
اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال منی ؟

اجازه هست  خيال کنم دل منو با رفتنت نمی شکنی ؟

اجازه هست خيال کنم بازم میای می بينمت ؟

اجازه هست  خیال کنم با اون چشمای مهربون دوباره بهم چشمک می زنی ؟

اجازه هست طپش طپش با چشمکت غزل بگم ؟

اجازه هست  برای تو با اتکا به عشق تو ! تو زندگی برم جلو ؟

خوب نگفتی حالا اجازه هست ؟

† † † سن سیز  † † †

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 20:43  توسط Frend | 
از يكی پرسيدم چرا دوستم داری؟نگاهی تو چشام كرد هيچی نگفت گفتم شايد واقعا دوستم نداره؟ بعد كه رفت فهميدم دوست داشتن دل ميخاد نه دليل

 زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط يکبار است اما جدايی بسيار است

 در مکتب ما رسم فراموشی نیست در مسلک ما عشق هم اغوشی نیست مهر تو اگر به هستی ما افتاد هرگز به سرش خیال خاموشی نیست

دوتا ادم برفی دو طرف رودخانه عاشق هم شدن اونا از عشق هم آب شدند شايد يه جايی وسط رود خانه به هم برسن

هر وقت غم وغصه اومد سراغت قلبتو دايورت کن رو قلب من

بچه ها واسم سند کرده بودن گفتم  بذارم تو وبلاگ

† † † سن سیز † † †

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 16:13  توسط Frend |